السيد الخميني

40

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

به اصطلاح آن آقا ، غربزده شديم كه اصلًا تفكر در اينكه اين غرب كه اين قدر از او تعريف مىشود چى است ، تفكر در اين [ را ] هم ازمان گرفته‌اند . نمىگذارند تفكر هم بكنيم كه آن غربيها چه مىكنند با بشر ؛ چه كرده‌اند ؟ پيشرفت كرده‌اند ، اما پيشرفت قتاله ؛ پيشرفتى كه بشر را به نيستى دارد مىرساند . خواست ما : حكومت عادل و خادم پس آنكه ما مىخواهيم ، يك حكومت عادلى و يك رژيم عادلى و يك هيأت حاكمهء عادلى كه مورد اطمينان جامعه باشد و براى جامعه خدمت كند ، و دستش به مال جامعه دراز نباشد ، دستش به صندوق دولت خيانت نكند ؛ و اگر چنانچه يك همچو دولتى در ايران مثلًا تشكيل بشود ، با دارا بودن ايران مخازن بزرگ كه يكىاش مخزن نفت است ، اگر دزديها از آن استثنا بشود و هرزه كاريها از او استثنا بشود ، خيانتها از او استثنا بشود ، شايد همين نفت براى ادارهء مملكت ما كافى است . اين هم لازم نيست اين قدر كه حالا در مىآيد ، درآيد ؛ يك مقدار عقلايى درآيد ، به مقدار عقلايى فروش برود ، به مقدار عقلايى خرج بشود . ايران مخازن دارد ، لكن دارند مىخورندش ، مىچاپندش و درآمدها هم از بين مىرود ؛ براى خودشان هست ، هر چه هست . ايران ، مملكتى انقلابى در هر صورت ، الآن مملكت ايران يك مملكت انقلابى شده است . امروز من از آن نگرانم كه مبادا در امروز ، كه چهلم اين جمعهء سياه است ، آيا كشتارى باز بشود ؟ باز يك چهلمى پيش بيايد براى ما يا نه ؟ ان شاء اللَّه كه نشود و اينها الآن دارند . . . حكومت سرنيزه است در ايران . حكومتْ حكومت سرنيزه است و مردم هم به حكومت سرنيزه تن ندادند ؛ يعنى عصيان كردند مردم ؛ از باب اينكه به تنگ آمدند از اين تعدياتى كه به آنها شده است . ديگر جان خودشان را كف دستشان گذاشته‌اند و به ميدان آمده‌اند . از بچهء كوچكشان تا پيرمردشان . الآن همه فريادشان اين است كه مرگ بر اين شاه ! مرگ بر اين سلطنت كذا ! و اين قيام كه قيام عمومى ملت و يك رفراندمى است براى عدم قانونى [ بودن ] سلطنت ، اين يك امرى است كه با سرنيزه نمىشود خاموشش كرد . اين علاج